أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
67
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
روزى كه بگيريم گرفتن بزرگتر يعنى روز قيامت . عبد اللّه مسعود گفت : روز بدر ؛ ما انتقام بكشيم إمّا در دنيا روز بدر و إمّا در قيامت به آتش دوزخ . [ وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ ] ما بيازموديم از پيش ايشان و عذاب كرديم قوم فرعون را و حال آن بود كه رسولى بزرگوار بايشان آمده بود و گفته كه : ادا كنيد و با من دهيد بندگان خداى را كه شما بدست فرو گرفتهايد و بندگى ميفرمائيد كه من شما را پيغمبرىام با امانت ؛ جز آن نگويم كه خداى تعالى به من وحى كرده باشد . [ وَ أَنْ لا تَعْلُوا ] و تكبّر مكنيد بر خداى تعالى باستهانت كردن و خوار داشتن « 1 » رسول او ؛ بدرستى كه بشما آوردهام حجّتى هويدا و دليلى روشن بر صدق دعوت نبوّت خود چون موسى عليه السّلام پيغام بگزارد او را تهديد كردند و گفتند كه : ترا بكشيم و سنگسار كنيم ، او گفت : من پناه گرفتم بخداى خويش و خداوند و آفريدگار شما از آنكه شما مرا سنگسار كنيد من از كشتن شما و سنگسار كردن شما نترسم و نينديشم ؛ اگر ايمان نياريد و مرا راستگوى ندانيد از من دور شويد و مرا رنجه مداريد . [ سوره الدخان ( 44 ) : آيات 22 تا 29 ] فَدَعا رَبَّهُ أَنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ ( 22 ) فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ( 23 ) وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ ( 24 ) كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 25 ) وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ ( 26 ) وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ ( 27 ) كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ ( 28 ) فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ ( 29 ) پس موسى عليه السّلام دعا كرد و گفت : بار خدايا اين جماعت گروهى مجرمان و گناهكاراناند و هيچ سرّ آن ندارند كه ايمان آرند خداى تعالى گفت : [ فَأَسْرِ بِعِبادِي ] ببر بندگان مرا در شب كه در عقب شما بيايند چون بدانند كه شما رفتهايد و چون به دريا رسى از دريا بگذر ، چون از دريا بگذشت خواست كه عصا بر دريا زند تا آن راهها كه پيدا شده بود فراهم شود « 2 » تا كسى ديگر گذر نكند ، خداى تعالى وى را گفت : دريا را بگذار همچنان راه گشاده و ساكن و آهسته تا چون فرعون برسد و آن راهها
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « باستهانت كردند و خوار داشتند » . ( 2 ) - در چند نسخه : « فراهم آيد » .